|
178 - جوانمردى !
عامر بن عبدالله بن قيس ، از مردان وارسته و انسانهاى چند بعدى است ، در ميدانهاى
عبادت ، جهاد، سياست ، اخلاق و....پيشتاز بود، از جوانمردى او اين كه :
در يكى ازجنگها دختر يكى از سران دشمن ، اسير گرديد، او دختر بسيار با جمالى بود،
عامر گفت : او را به من ببخشيد، زيرا من هم يكى ازمردان مى باشم كه نياز به همسر
دارم .
سپاهيان كه سابقه درخشان عامر و وارستگى او را مى شناختند، تقاضاى او را رد نكردند
و آن دختر را دراختيار او گذاشتند، عامر او را گرفت و آزاد كرد.
سپاهيان از اين حادثه ناراحت شدند، و به عامر اعتراض شديد كردند، و گفتند: اگر مى
خواستى آزادش كنى ، مى توانستى در عوض ازبستگان او پول زيادى بگيرى .
عامر گفت : اين آزادى را به حساب خدا مى آورم .
باز از جوانمردى او اين كه در محلى از محله هاى كوفه ديد عده اى مسلمان ناآگاه يك
نفر يهودى (در پناه اسلام ) را شكنجه مى دهند، به آنها اعتراض شديد كرد، آنها به
اعتراض او، اعتنا نكردند، عبا را از شانه اش گرفت و گفت : من زنده باشم ويك نفر
يهودى را كه تحت شرائط ذمه در پناه اسلام است ، آزاد دهيد با كشمكش سخت ، آن يهودى
را از چنگال آن ناآگاهان بيرون آورد.
(486)
|